بزرگ ترین درسی که از برایان تریسی آموختم

برایان تریسی

برایان تریسی فرد نام آشنای آموزش در ایران و جهان است . فردی که شاید خیلی ها او را با کتاب بسیار معروفش با نام قورباغه ات را قورت بده بشناسند . در این مقاله قصد دارم تا بزرگ ترین درسی که از او آموختم را با شما به اشتراک بزارم .
من کتاب های مختلف و زیادی را از او خوانده ام و درس های زیادی در حوزه های : فروش و بازاریابی ، روانشناسی فردی و … از او آموخته ام. اما بزرگ ترین درس را در آخرین سمینارش ، آبان ماه سال 96 یاد گرفتم .
آبان سال 96 بود که 2 روز خیلی عالی به مدت 16 ساعت با او آموزش داشتم. روز اول سمینار قبل از اینکه زمان آمدنش بر روی صحنه فرا برسد ، گفتند که متاسفانه به علت بیماری بر روی ویلچر است و باید از روی ویلچر و نشسته سخنرانی کند . و اینکه بعد از اتمام تور سخنرانی هایش در کشورهای مختلف باید هرچه سریعتر به پزشک مراجعه کرده و مشکل پاهایش را برطرف کند و عمل کند .
زمانی که بر روی صحنه آمد همه با کمال تعجب دیدیم بلههه . بر روی صندلی چرخ دار است که آمده برای سخنرانی . آن روز وقنی با این صحنه مواجه شدم ، در دلم به خودم گفتم : این شخص با این سن و با این وضعیت جسمانی چقدر متعهد به کار و مسؤلیت پذیر است و پای قول و قرارها و برنامه های کاریش مانده و از این کشور به آن کشور میرود و بهانه تراشی نکرده است . اما این تنها قسمت کوچکی از آن دو روز به یادماندنی است .
فردای آن روز ، در اواسط ظهر ، متاسفانه در حین سخنرانی برایان تریسی از ناحیه بینی دچار خونریزی شد ، اما کارش را قطع نکرد و همانجا چقد دقیقه ای مکث کرد و با تعدادی دستمال کاغذی مشکل را برطرف کرد و به سخنرانی ادامه داد . اما چند دقیقه بعد مجددا خونریزی شروع شد اما بازهم بعد از چند دقیقه به کارش ادامه داد . دوباره لحظاتی گذشت اما انگار خونریزی شدید تر شده بود وبرای بررسی توسط پزشکان و مداوا او را بخ خارج از سالن بردند تا سریع به وضعیت جسمانی اش رسیدگی کنند .
پس از چند لحظه اعلام کردند که شوربختانه وضعیت جسمانی برایان تریسی مطلوب نیست و باید به بیمارستان منتقل شود .
سمینار با صحبت های پروفسور روستا ادامه پیدا کرد .
اما نه . انگار تریسی به بیمارستان منتقل نشده بود وبا تعجب همه ، بر روی صحنه امد و سخنرانیش را تا پایان روز ادامه داد ان روز خیلی برایم جالب بود اینکه با بهترین کیفیت و بدون هیچ کم و کاستی کار خودش را به بهترین نحو انجام داد . آن روز درس خیلی بزرگی از او گرفتم . درس تعهد به کار ، تمرکز روی هدف و مسئولیت پذیری را فرا گرفتم .
می خواهم از خودمان سوال کنیم که اگر ما بودیم چیکار می کردیم؟ آیا کارمان را تا آخر و با بهترین کیفیت انجام میدادیم یا دست از کار می کشیدیم ؟ آیا با یک شکست ، با یک سختی و فشار نا امید میشدیم یا تا آخر ادامه میدادیم؟
یادمان باشد ، رسیدن به هدف نیازمند انضباط شخصی ، مسئولیت پذیری و تعهد است . برنده کسی است که با تحمل تمام فشار ها و سختی ها ، همه جوره پای هدف خود می ماند .
موفق و پیروز باشید
ابوالفضل بیکس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.